عشق يعني مستي ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن و ساختن
عشق يعني زندگي را باختن

جاذبه خاك به ماندن میخواند و آن عهد باطنی به
رفتن. عقل به ماندن میخو اند عشق به رفتن .. و
اين هر دو را خداوند آفريده است، تا وجود انسان،
در آوارگی وحيرت ميان عقل و عشق معنا شود...

عاشق عشق باش و دوست بدار دوست داشتن را، از تنفر متنفر باش
و به مهرورزي مهر بورز، با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش






